محمد سعيد جانب اللهى
241
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
عقربزدگى : در بافق عقربى كه شخص را نيش زده پيدا كرده مىسوزانند و خاكستر آن را روى محل نيشزده مىمالند ( جانب اللهى ، 1384 : 122 ) . در خراسان لجن حوض يا مرداب روى آن مىمالند ( شكورزاده : 262 ) . زنبورزدگى : در هزاوه براى درمان گل زير كوزه كه در اثر رطوبت آن به وجود آمده در محل نيشزدگى مىمالند ( ضيغمى : 169 ) . رتيلگزيدگى : در اردكان گاهى بر جاى نيش رتيل لجن مىگذارند و به رتيلزده شير يا آب هندوانه مىدهند ( طباطبايى : 689 ) . هارى : در خراسان اگر سگ هار كسى را بگزد سه دانه سير در هاون مىكوبند و با اندكى خاكستر تاك و يك قاشق سركه مخلوط مىكنند و بر موضع گزيدگى مىگذارند . ضمنا براى جلوگيرى از شدت مرض قدرى ، خاكستر روى سر مريض الك مىكنند ( شكورزاده : 275 ) . در مشكينشهر براى درمان پيش اجاق « 1 » مىبرند ، اگر خوب نشود ، روى سرش خاكستر مىپاشند ( ساعدى ، 1354 : 132 ) . عرقسوز كودك : در بافق براى درمان عرقسوز مقدارى از خاكى كه با جارى شدن آب باران جايى جمع شده و يا از ناودان خانه پايين ريخته باشد ، به محل عرقسوز مىپاشند ( جانب اللهى ، 1384 : 124 ) . سوم : در سيستان دانهاى شبيه ميخچه يا جوش صورت مشهور به سوم « 2 » بر انسان عارض مىشود كه براى درمان ملح « 3 » ( رسوبات رودخانه ) روى آن مىگذارند ( همو ، 1381 : 244 ) . سختزايى : در ممسنى به هنگام زايمان زن ، خاك چاله ( اجاق ) را مىجوشانند و به وى مىخورانند تا زودتر فارغ شود ( فقيرى : 137 ) . دلدرد : در جيركول گيلان خاكستر را آب مىگيرند و بر روى شكم مىبندند ( ميرشكرايى 1374 : 471 ) . اگر زن بعد از زايمان شكمدرد داشته باشد خاكستر يا سنگى را داغ مىكنند و روى شكمش مىگذارند ( همان : 470 ) . كوهنشينان گيلان براى درمان دلدرد كودك خاكستر اجاق را با آب و زردچوبه مخلوط مىكنند و چند آتش ريز در آن مىاندازند و آن آب را به بچه مىدهند ( پاينده : 254 ) . استخواندرد : در چمخاله چالهء بزرگى را مىكنند و شاخههاى درخت انار شيرين را در آن مىسوزانند و بيمار را در خاكستر گرم آن مىخوابانند تا عرق كند ( ميرشكرايى ، 1374 : 472 ) .
--> ( 1 ) . افرادى هستند كه مدعىاند با ارواح خاصى كه شفادهنده هستند در ارتباطند . نك . واژگان : ادوم ( 2 ) . sum ( 3 ) . malh